7. نجوم. بوريدان هم در موافقت با اكثر محققان زمان خودش از نجوم بطليموس دربرابر ارسطو دفاع كرد. ولي با كتاب بطروجي، كه بيشاز يك قرن پيش به لاتيني ترجمه شده بود، تاحدي آشنايي داشت. ازاينرو ممكن است دربارهٴ برخي مشكلات دستگاه بطليموس به فكر افتاده باشد؛ مثلاً درمورد اپيسيكل (فلك تدوير) و خروج از مركز. او اپيسيكل را بهويژه در مورد اجسام تحتالقمر رد كرد. ظواهر، تنها با اپيسيكل يا تنها با خروج از مركز بايد حفظ ميشد.
انتخاب ميان اين فرضيات، كه از لحاظ اصول حركتي معادلاند دشوار است. ازاينرو اين نامگراي پاريسي نظر هيپارخوس و منجمان اسكندراني را پذيرفت.
همچنين، بوريدان واقعي بودن حركت كُند ستارگان را مورد سوٴال قرار داد. چنين حركاتي را تنها با مراجعه به جداول نجومي كهن ميشد مستدل ساخت، ولي آيا چنين جداولي در خور اعتماد بودند؟ اين حاكي از يك مشكل بزرگ دانشمندان سدههاي ميانه است: چگونه ميتوان به داشتن يك زيج معتبر مطمئن بود؟ علم هنوز به مفهوم امروزي خود گردآوري نشده بود، چون انتقال نتايجِ از پيش بهدست آمده بسيار متزلزل بود.
فلك نهم (فلكالافلاك) ممكن است واقعي يا صرفاً يك مفهوم رياضي باشد. يك فرضيه، اگر قادر به توضيح دادن امور باشد مفيد است. چنين عقايدي قبلاً در آثار سيمپليكيوس (ششم ـ 1) و ديگران هم ديده ميشد، ولي بوريدان آنها را خيلي دقيق شرح ميدهد.
بالاخره در مسئلهٴ 22 از مقالهٴ دوم كتابالسماء والعالم استدلال را به نفع گردش وضعي زمين مطرح ميكند، كه اُرام بهزودي آن را به زبان فرانسه مطرح ميسازد. هيچ ترديدي نيست كه مطلب اُرام از بوريدان اقتباس شده است.
8. اقتصاد. بوريدان در سوٴالات مربوط به اخلاق و سياست ارسطو به بررسي مسايل اجتماعي زمان خودش پرداخت. كافي است مثالي بياوريم. در مسئلهٴ يازدهم از مقالهٴ اول
كتاب سياست ميگويد: آيا تبديل و گردآوري پول در دست دولت نتيجهٴ بهتري دارد؟ كه باز در آن بر اُرام پيشي گرفته است.1 احتمال دارد با بررسي تدريجي شرحهاي بوريدان، انديشههاي ديگري را پيدا كرد كه اول بار از سوي او عنوان شده باشد.
9. تأثير. آموزههاي بوريدان تنها بر دانشجويان پاريس اثر نداشت، بلكه بهزودي بهوسيلهٴ برخي از دانشجويان به دانشگاههاي تازهٴ اروپاي مركزي انتقال يافت (نك بخش 2 همين مقاله) و بدينسان بر انديشهٴ علمي سدهٴ چهاردهم به صورتي موٴثرتر و سريعتر از هر وسيلهٴ ممكن اثر گذاشت.